مرتضى مطهرى

64

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ناسيوناليسم گرايش به جنبه‌هاى قومى و ملى در زبانهاى اروپايى « ناسيوناليسم » خوانده مىشود كه برخى از دانشمندان فارسى زبان آن را « ملت پرستى » ترجمه كرده‌اند . ناسيوناليسم مطابق بيان گذشته ، بر عواطف و احساسات قومى و ملى متكى است نه بر عقل و منطق . ناسيوناليسم را نبايد به‌طور كلى محكوم كرد . ناسيوناليسم اگر تنها جنبهء مثبت داشته باشد ، يعنى موجب همبستگى بيشتر و روابط حسنهء بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كسانى كه با آنها زندگى مشترك داريم بشود ، ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نمىباشد ، بلكه اسلام براى كسانى كه طبعاً حقوق بيشترى دارند از قبيل همسايگان و خويشاوندان ، حقوق قانونى زيادترى قائل است . ناسيوناليسم آنگاه عقلًا محكوم است كه جنبهء منفى به خود مىگيرد ؛ يعنى افراد را تحت عنوان مليتهاى مختلف از يكديگر جدا مىكند و روابط خصمانه‌اى ميان آنها به وجود مىآورد و حقوق واقعى ديگران را ناديده مىگيرد . نقطهء مقابل ناسيوناليسم ، « انترناسيوناليسم » است كه قضايا را با مقياس جهانى مىنگرد و احساسات ناسيوناليستى را محكوم مىكند . ولى همچنانكه گفتيم اسلام همهء احساسات ناسيوناليستى را محكوم نمىكند ، احساسات منفى ناسيوناليستى را محكوم مىكند نه احساسات مثبت را . مقياس مليت در ابتدا چنين به نظر مىرسد كه لازمهء ناسيوناليسم و احساسات ملى اين است كه هر چيزى كه محصول يك سرزمين معين يا نتيجهء ابداع فكر مردم آن سرزمين است ، آن چيز از نظر آن مردم بايد ملى به حساب آيد و احساسات ملى و ناسيوناليستى ، آن را در بر مىگيرد و هر چيزى كه از مرز و بوم ديگر آمده است بايد براى مردم اين سرزمين بيگانه و اجنبى به شمار آيد . ولى اين مقياس مقياس درستى نيست ، زيرا ملت از افراد زيادى تشكيل مىشود و ممكن است فردى از افراد ملت چيزى را ابداع كند و مورد قبول ساير افراد